الشيخ فاضل اللنكراني

18

اصول فقه شيعه (فارسى)

قبل از اينكه نوبت به مفهوم برسد لازم است بحث كنيم كه آيا منطوقيت ، وصف براى مجموع قضيّه است يا وصف براى حكم - يعنى وجوب اكرام زيد هنگام مجىء او - است كه در قضيّه ذكر شده است ؟ روشن است كه منطوقيت ، در ارتباط با مجموع قضيّه است ، زيرا « وجوب اكرام زيد هنگام مجىء او » كلام تامّى نيست و همان‌طور كه گفتيم : « هريك از منطوق و مفهوم ، قضيّه مىباشند » . وقتى در ناحيهء منطوق اين‌گونه شد ، مفهوم هم به‌همين‌صورت است ، يعنى مفهوميت نيز وصف براى قضيّه است . كسانى كه قضيّهء شرطيه را داراى مفهوم مىدانند ، قضيهء « إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه » را مفهوم قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » مىدانند و ما اگر دايرهء مفهوم را توسعه دهيم به‌گونه‌اى كه مفهوم موافق - مثل مفهوم در ( و لا تقل لهما أُفّ ) ، كه مثلًا « لا تضربهما » است - را نيز شامل شود ، در ايجاب و سلب هم فرقى بين مفهوم و منطوق وجود ندارد . بلكه فقط موضوع آنها فرق مىكند . موضوع در منطوق ، عبارت از « أُفّ » و در مفهوم عبارت از « ضرب و شتم و جرح و . . . » است . بنابراين موصوف در باب مفهوم ، عبارت از قضيّه است . مفهوم قضيهء شرطيه ، يك قضيّهء شرطيّهء ديگر است . همچنين اگر در قضيّهء وصفيه قائل به مفهوم شويم ، مفهوم قضيّهء « أكرم الرجل العالم » عبارت از « لا يجب إكرام الرجل غير العالم » است يعنى مفهوم قضيّهء وصفيه ، عبارت از يك قضيّهء وصفيه ديگر است . مرحوم آخوند نيز در وسط كلام خودشان مىفرمايند : « مفهوم قضيّهء شرطيهء « إن جاءك زيدٌ فأكرمه » ، قضيّهء شرطيه‌اى است كه شرط و جزاء آن سالبه مىباشند ولى در صدر و ذيل كلامشان تعبيراتى دارند كه ظاهراً با اين تعبير منافات دارد . مرحوم آخوند در صدر كلام خود مىفرمايد : مفهوم عبارت از حكمى اخبارى « 1 » يا انشائى

--> ( 1 ) - مفهوم ، اختصاصى به قضاياى انشائى ندارد بلكه در قضاياى اخبارى هم مطرح است . وقتى شما به رفيق خود مىگوييد : « اگر به منزل من بيايى من هم به منزل تو خواهم آمد » ، چنانچه اين جمله مفهوم داشته باشد ، مفهوم آن‌هم يك قضيهء اخبارى است و آن اين است كه « اگر به منزل من نيايى من هم به منزل شما نمىآيم » .